آسمون بغضشو خالی می کنه آدمو حالی به حالی می کنه
کوچه ها رنگ زمستون می گیرن شیشه ها بخار و بارون می گیرن
آدما چتراشونا وا می کنن گریه ی ابرا تماشا می کنن
نمی خوان مثل درختا تر بشن از دل قطره ها باخبر بشن
نمی خوان بی هوا خیس آب بشن زیر بارون بمونن خراب بشن
زیر بارون بمونن خراب بشن
اما تو چترتو بستی کبوتر زیر بارونا نشستی کبوتر
رفتی و سنگا شکستن مال تو اومدی هیچ کی نپرسی حالتو
اومدی هیچ کی نپرسی حالتو
بعضیا دشمنای خونیشن بعضیا غول بیایونیشن
بعضیا می گن که بارون کدومه بوی نم، شر شر ناودون کدومه
دیدی دیدی آسمون خراب شد رو سرمون غصه شد وصله ی بال و پرمون
حالا تو حالا تو سایه نشینی مثل من
حالا تو سایه نشینی مثل من خوابای ابری میبینی مثل من
چقدر اینجا می خوری خون جگر کبوتر دستاتو بنداز و بخند

اي دل تنها توی چشم انتظاریـــــــــــــــی
باز یه لحظه یه دم آروم نداریــــــــــــــی
مثل زمستون تو حسرت بهاریــــــــی
بـــاز عشقت خیمه زد رو خونــــــــم
باز یادت آتیش زد به آشیونـــــــــم
باز بی تو باید تنها بمونــــــــــــم
بیا سکوت لبهات هنـــــــوز حرمت خونم
پرنده ی دل مــــــن هنــــــــوز بی آشیونه ست
بیــــا پر از امیده هنــــــوز این دل خسته
هنــــــوز پای چشمات پای عشقت نشسته
* توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
واسه من واسه من تنهایی درده درد هیچ کسو نداشتم
هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتم
دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم تا دم لحظه ی مردن شعر تنهایی را خوندم *
بیا سکوت لبهات هنـــــــوز حرمت خونم
پرنده ی دل مــــــن هنــــــــوز بی آشیونه ست
بیــــا پر از امیده هنــــــوز این دل خسته
هنـــــــوز پای چشمات پای عشقت نشسته
از هر چی که می ترسیدم دست آخر سرم اومد
می ترسیدم ترکم کنی دیدم بازم سرم اومد
از بچگی می ترسیدم یه روز یه جا ترکم کنی
تو عاشقی تحقیر بشم و دیدم بازم سرم اومد
دل من اسیر عشقــه عشقی که نبود نداره
بعد رفتن مسافر، دلم از دنیا بیزاره
عشق تو از دلم نمی ره دل داره آتیش می گیره
رفتی و این دل تنها هی سراغتو می گیره
من که از رویا گذشتـــم همیشه به خاطر تو
از تو و عشقت نوشتم همیشه به خاطر تو
رنگ تنهایی می گیــره لحظه هام بی تو همیشه
عزیزم خودت می دونی که بدون تو نمی شه
ناشناسی واسه من ناشناسی واسه چشمام
آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام
تویی که با غریبه می خواستی خامم کنی
دلت می خواستی پیش همه خرابم کنی
منی که فکر می کردم که آخر غرورم
از دست کارای تو دلم رسید به جونم
ناشناسی واسه من ناشناسی واسه چشمام
آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام
با تو رسیدیم آخر خط دست از سر ما بردار
به کسی نگو ما رو دیدی برو برو برو خدا نگهدار
با تو رسیدیم آخر خط دست از سر ما بردار
به کسی نگو ما رو دیدی برو برو برو خدا نگهدار
ناشناسی واسه من ناشناسی واسه چشمام
آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام
هر کی اومد تو زندگیم می بردمش به آسمــــــــــون هر روز می شد رفیق بد فردا واسم بلــــــــای جون
نمی شه قلب عاشقـــــــــو به دست هرکسی سپرد نمیدونم بعد می یادو و اون چوب سادگی شو خورد
هرچی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبــــــــــود هرچی که بود پای خودم تو قصه ها کسی نبـــــــــــود
هیچ کسی عاشقم نشد هیشکی سراغم نیومــــــــــــــــــــــــــــد جواب کار خودمه هرچی بلا به سرم اومــــــــــــــــــــــــد
.....................................................................................
تقصیر هیچ کسی نــــــــــــبود هرچی که بود به پای من فقط تو بعد از این نـــــــــــــــــــــیااااااا تو توی لحظه های من
رفاقتت مال خووووودت منت نذار رو سر من این قصه ها تموم شده دیگه نیا سراغ مـــــــــــــــــــن
تقصیر هیچ کسی نــــــــــــبود هرچی که بود به پای من فقط تو بعد از این نیا تو توی لحظه های من
رفاقتت مال خوووودت منت نذار رو سر من این قصه ها تموم شده دیگه نیا سراغ من
هرچی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبــــــــــــــود هرچی که بود پای خودم تو قصه ها کسی نبــــــــــــــود
هیچ کسی عاشقم نشد هیشکی سراغم نیومــــــــــــــــــــــــــــد جواب کار خودمه هرچی بلا به سرم اومـــــــــــــــــــد
........................................................................................
آهای تویی که از اون می نویسی بدون مرام اون از جنس سنگه
اونی که لاف عاشقی رو می زد یه روز تنهام گذاشت با کلی نیرنگ
غریبی بی کسی اندازه داره آخه دل منم خدایی داره
بگی تار شکسته همدم من یه کولی و غریب و بی نشونه
کسی که یه روزی دلش با من بود ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ
اونی که لاف عاشقی رو می زد ببین تنهام گذاشت با کلی نیرنگ
بگی تار شکسته همدم من یه کولی و غریب و بی نشونه
برید بهش بگید فرقی نداره بخواد پیشم بمونه یا نمونه
پشت سرم گریه نکن مسافرم مسافرم اشکاتو هی در نده باید برم باید برم
جلوی راهمو نگیر نذار منم گریه کنم صلاحمون اینه عزیز باید برم سفر کنم
طاقت اشکاتو ندارم تو رو خدا نذار ببارم خدا نخواد قسمت اینه که من تو رو تنها بزارم
تو رو خدا گریه نکن انقدر نگو نرو نرو بغضم داره می ترکه انقدر نگو نرو نرو
اینجوری بی تابی نکن الهی قربونت برم خدانگهدارت باشه باید برم باید برم
تو رو خدا گریه نکن انقدر نگو نرو نرو بغضم داره می ترکه انقدر نگو نرو نرو
اینجوری بی تابی نکن الهی قربونت برم خدانگهدارت باشه باید برم باید برم
تو به شفافی شبنم روی برگا من مثل یه برگ زردی که میفته از درختا
تو مثل طراوت گلای نرگس روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز
بین من و تو فاصله غوغا می کنه یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی
تو مثل ستاره ای که توی شب های سیاهم می درخشی و می شی جون پناهم
تو مثل طراوت گلای پونه چرا رفتی از برم ای دیوونه
تو مثل یه تیکه ابری توی آسمون آبی پاک و ساده مثل رویا مثل خوابی
بگو یک بار آره یک بار بر می گردی یا هنوزم بی تفاوت یخ و سردی
بین من و تو فاصله غوغا می کنه یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی
یه روز میای که دیره که دیره دلم جایی اسیره اسیره
جای تو رو تو قلبم تو قلبم یکی دیگه می گیره می گیره
یه روز میای که عکست پر از خاکه تو تاقچه
گلدونی که تو کاشتی پژمرده توی باغچه
اون روز که آسمونم به حال تو می باره
به جای من کنارت گل مریم می کاره
اون لحظه که تو خوابت کابوس غم می بینی
از ساعتای عمرت گل حسرت می چینی
اون لحظه که تو خوابت کابوس غم می بینی
از ساعتای عمرت گل حسرت می چینی می چینی می چینی
به پای تو کی نشست به جز من دیوونه
دیگه طاقت ندارم انقدر نیار بهونه
به پای تو کی نشست به جز من دیوونه
دیگه طاقت ندارم انقدر نیار بهونـــــــه
می نویسم... شاید نوشتن کمکی باشه برای رهایی از فکر های مردم آزار!
شاید بازی با کلمات، جمله ها و خط های کاغذ باعث بشه توی کوچه پس کوچه های لغات گم بشم و راه بازگشت به کلبه ی غصه را پیدا نکنم.
گاهی گم شدن خوبه! گم بشم که فراموش بشم، گم بشم که فراموش بکنم.
گاهی فراموشی خوبه! تا فراموش بکنم فراموش کردنی ها رو!
گاهی سکوت خوبه! تا ساکت باشم تا ببینم!
گاهی بی خبری خوبه! تا بی خبر باشم از راه های فریب دیگران!
گاهی دور شدن خوبه! تا دور بشم از بدی بدها! اما این گاه ها فقط گاهی خوبه...
گاهی به یاد آوردن خوبه... تا به یاد بیاورم خوبی خوب ها را!
گاهی پیدا کردن خوبه... تا پیدا کنم عشق را در لحظه لحظه های زندگی ام!
گاهی حرف زدن خوبه... تا آروم کنم دلی رو که تنهایی آزارش می ده!
گاهی فهمیدن خوبه... تا بفهمم تمام خوبی های پنهان مانده رو!
هنوزم روی نیمکت نشسته ام، گم شدم تا غصه مرا پیدا نکند، دوباره پیدا شدم تا شادی مرا ببیند.
ساکت شدم تا درد دل های دلم را بشنوم، دوباره حرف زدم تا دلداری اش بدهم.
فراموش کردم بدی ها، نا مهربونی ها رو، دوباره به یاد آوردم خوبی ها، زیبایی ها رو.
ولی چیزی برای همیشه فراموش کردن، ندیدن و گم کردن نیست.
چیزی برای همیشه به یاد آوردن، دیدن و پیدا کردن هست.
از ازل تا به ابد عشق خواستنی است.